اداره ورزش و جوانان شهرستان قرچک » زندگينامه سردار شهيد ورزشكار جلال زهره وند
سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶

زندگينامه سردار شهيد ورزشكار جلال زهره وند

انتشار: دوشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ / ساعت ۲۲:۱۶:۰۶ |
کد خبر: 902 |
بازدید: 1,379 views |
بدون دیدگاه

زندگينامه سردار شهيد جلال زهره وند تاريخ شهادت: 6/8/62 محل شهادت: سردشت، عمليات والفجر4 مسئوليت: فرمانده محور عملياتي سردشت- بانه محل دفن: گلزار شهداي بهشت زهرا(س9 قطعه 28 شهيد جلال زهره وند در سال 1345 در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود كه او را جلال نام نهادند. از همان اوان طفوليت آثار عجيبي […]

زندگينامه سردار شهيد جلال زهره وند

جلال زهروند

تاريخ شهادت: 6/8/62

محل شهادت: سردشت، عمليات والفجر4

مسئوليت: فرمانده محور عملياتي سردشت- بانه

محل دفن: گلزار شهداي بهشت زهرا(س9 قطعه 28

شهيد جلال زهره وند در سال 1345 در يك خانواده مذهبي چشم به جهان گشود كه او را جلال نام نهادند. از همان اوان طفوليت آثار عجيبي در او مشاهده مي شدكه تعجب همگان را برمي انگيخت و در دوران كودكي علاقه وصف ناپذيري به قرآن و احاديث ائمه اطهار(س) و شركت در جلسات مذهبي و مساجد از خود نشان مي داد، هميشه از همسالان خود پيشي مي گرفت. از شاگردان ممتاز درس مرحوم آيت الله درچه اي در شهرري بود. داراي اخلاق حسنه بود كه همه را جذب خود مي نمو دو احترام خاصي براي خانواده خصوصا پدرومادر قائل بودند.

پس از ورد به مقطع تحصيلي دبستان در شهرري هميشه از شاگردان ممتاز از جهت اخلاق، درس، نظم و انضباط بودند. چندين بار مورد تشويق مربيان و اولياء مدرسه قرار گرفتند. با توجه به قدرت بيان و نفوذ كلامي كه دارا بودند، جلسات مذهبي و قرآن تشكيل مي دادند و در اين جلسات براي دوستان و همسالان خود به سخنراني مي پرداختند و آنان را نسبت به شركت در اين گونه مجالس و محافل تشويق مي نمودند.

دوران مقطع تحصيلي راهنمايي ايشان در شهر قرچك مصادف با اوج گيري مبارزات مردم ايران و نهضت انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) برعليه نظام ستم شاهي بود. علاوه بر تشكيل جسات مذهبي، قرآن، شركت در نماز جماعت و سركشي از مساجد شهر، فعاليت سياسي خود را همراه با جمعي از جوانان انقلابي و رهروان امام خميني(ره) كه اكثرا از سرداران شهيد جبهه هاي نبرد حق عليه باطل بودند آغاز نمودند. مسجد جامع قرچك را به عنوان پايگاه اصلي فعاليت هاي خويش برگزيدند. با اقدامتي از قبيل پخش اعلاميه ها و نوارهاي حضرت امام خميني(ره)، ديوارنويسي، شعارنويسي، تشكيل راهپيمايي، تظاهرات و سخنراني در بين دانش آموزان در سطح شهر قرچك به آگاهي جوانان و امت اسلامي بر عليه ظلم و ستم نظام شاهنشاهي پرداختند. اين امر موجب گرديد چندين بار به همراه دوستان شهيدش حميد حسن زاده و حسين كامراني توسط مامورين دستگير گردد كه در نهايت منجر به آزادي آنها گرديد.

بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن ماه سال 57 با تشكيل كميته ها گروه هاي مردمي كه مسئوليت تامين امنيت شهر را بر عهده داشتند پيوست و پا به پاي ياران انقلابي خويش به مبارزه با گروه هاي نفاق پرداختند.

ورود ايشان به مقطع تحصيلي متوسطه همزمان با اوج گيري فعاليت هاي انحرافي سازمان مجاهدين خلق(منافقين)، چريك هاي فدايي خلق و جنبش خلق مسلمان بود. به جهت آگاهي و جذب جوانان و هدايت آنان در مسير انقلاب اسلامي با تعدادي از دوستان انقلابي خويش انجمن اسلامي دانش آموزان دبيرستان شهيد شيرازي ورامين را پايه گذاري نمودند. با توجه به فعاليت هاي گسترده چندين بار مورد سوءقصد و ترور منافقين قرار گرفتند، كه آنان در اين نيت پليد خود ناكام ماندند. حتي در يك مورد منافقين براي رسيدن به هدف خود به درب منزل مراجعه نموده بودند كه در آن زمان ايشان در جبهه حضور داشتند.

با شروع جنگ تحميلي به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمده و با تشكيل بسيج مستعضعفين به فرمان امام خميني(ره) از بنيانگذاران و موسسين بسيج شهر قرچك بودند و مسئوليت ناحيه 2 بسيج شهر قرچك را تا هنگام شهادت بر عهده داشتند. ايشان در تشكيل و ايجاد پايگاه هاي مقاومت بسيج در سطح مساجد، مدارس و ادارات شهر قرچك به منظور جذب، آموزش و شركت جوانان در بسيج و هدايت آنان به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل تلاش وافر نمودند.

همواره تلاش مي نمودند مراسم تشييع شهيدان باشكوه و عظمت خاصي برگزار گردد و سركشي از خانواده هاي شهدا و ايثارگران جز برنامه هاي هميشگي ايشان و برادران بسيج و سپاه بود. در برپايي مجالس دعا و نيايش و هرچه باشكوه برگزار شدن آن، برگزاري سفر هفتگي قم و جمكران و جمع آوري كمك هاي مردمي به جبهه هاي نور عليه ظلمت فعاليت جشمگيري داشتند. با توجه به مسئوليت فراوان ايشان در سپاه و بسيج هيچ گاه از شركت و حضور در جبهه غافل نبودند. در عمليات طريق القدس، بيت المقدس(ازادسازي خرمشهر)، والفجر مقدماتي، والفجر يك، دو، سه و چهار شركت داشتند. در عمليات هاي والفجر يك و سه بر اثر خنثي سازي ميادين مين دشمن از ناحيه سينه و پاي راست مجروح گرديدند كه جراحات و تركش هاي ناشي از اين مجروحيت ها تا هنگام شهادت كاملا مشهود بودف به نحوي كه پاي راست خود را به سختي حركت مي دادند.

در عمليات والفجر 4 مسئوليت محور عملياتي سردشت- بانه را بر عهده داشتند. ايشان شب قبل از عمليات غسل شهادت، از تمامي نيروهاي تحت امر خويش حلاليت گرفته و لوازم خويش را به نيروهاي خويش هديه نمودند و خبر شهادت خويش را بشارت دادند«من فردا موقع اذان ظهر شهيد مي شوم» با شروع عمليات و استقرار نيروها در مناطق عملياتي مورد نظر در جنگ با حزب بعث عراف و احزاب و منافقين داخلي(كومله- دموكرات) هنگام اذان ظهر بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن به سنگر فرماندهي شهيد جلال زهره وند در تاريخ 6/8/62 به آرزوي ديرينه خود كه همان شهادت در راه خدا بود رسيد.

باشد كه انشاءالله بتوانيم از ادامه دهندگان راه شهدا بوده و در آخرت شرمنده شهدا نباشيم و مورد شفاعت آنان قرار بگيريم.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *